السيد موسى الشبيري الزنجاني

2065

كتاب النكاح ( فارسى )

يك معنايى را هم به ائمه عليهم السلام نسبت مىدهند . از آيه اين طور استفاده كرده‌اند كه مقصود از زانى كسى است كه حد بر او جارى شده باشد و توبه هم نكرده باشد . در بيان وجه اين استفاده فرموده‌اند ، سياق آيه دلالت بر اين مطلب دارد ، چون حكم به تحريم ازدواج بعد از امر به جلد و اجراى حدّ واقع شده است . مسأله توبه هم از اينجا فهميده مىشود كه اگر كسى مبتلا به زنا شده و بعد توبه نصوح كرده باشد ، دأب قرآن نيست كه بر چنين شخصى اطلاق زانى يا زانيه كند و اما آنچه به ائمه عليهم السلام نسبت مىدهند ، اين است كه زانى يعنى كسى كه زنا كرده و مشهور به زنا شده و حد بر وى جارى گشته و توبه هم نكرده باشد . پاسخ استاد مد ظله به مرحوم طباطبايى رحمه الله : استفاده‌اى كه ايشان از آيه كرده ، درست نيست و آيه دلالتى بر اين ندارد كه بايد حدّ هم جارى شده باشد . اين آيه ، نظير اين است كه بعد از آيه « وَ السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما » يك حكم ديگرى مثل ضمان اشياء مسروقه بيان شده باشد و ما بخواهيم حكم ضمان را تقييد بزنيم به صورتى كه دست سارق قطع شده است در حالى كه اين تقييد ، قطعاً نادرست است . بلكه سياق آيه خلاف فرمايش ايشان را اقتضا مىكند . همانطور كه زانى در آيه قبل به معناى مطلق زانى است ، سياق اقتضا مىكند در آيه بعد هم به همان معناى مطلق باشد . در همين ارتباط سيد مرتضى رحمه الله يك تعبيرى دارند ، مىفرمايند : اگر معرّف به الف و لام تكرار شد اقتضا مىكند دومى به معناى اولى باشد ، اما اگر دومى به صورت نكره آمد ، اقتضا مىكند فرد ديگرى از آن طبيعت اراده شده باشد . مثلًا از آيه شريفه « فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً » استفاده مىشود كه با هر يك عسرى دو يسر حاصل مىشود . چون عسر با الف و لام تكرار شده و يسر به صورت نكره تكرار شده است . شايد وجهش هم اين باشد كه اولًا خود نجات از عسر يك يسر است و ثانياً در مقابل هر سختى ، خداوند يك نعمتى تفضل مىكند و در آيهء شريفه سوره نور كلمهء « الزَّانِي » * كه معرف به الف و